تبليغاتX
‘ * قافله ی انتظار * ‘

‘ * قافله ی انتظار * ‘

کانون فرهنگی قافله انتظار ، پایگاه بسیج شهید حجه الاسلام دکتر اسکندری

دستخط آقا برای شهید پیچك

بسم‌الله الرحمن الرحیم

درود خدا و فرشتگان و صالحان بر سردار شجاع و صمیمی و فداكار اسلام، غلامعلی پیچك. شهیدی كه در دشوارترین روزها، مخلصانه‌ترین اقدام‌ها را برای پیروزی در نبرد تحمیلی انجام داد. یادش بخیر و روانش شاد.

سیدعلی خامنه‌ای

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 مهر1389ساعت   توسط یاران قافله انتظار  | 

با لهایت را کجا جا گذاشتی؟

به نام او

 

پرنده بر شانه های انسان نشست.انسان با تعجب گفت"اما من پرنده نیستم تو نمی توانی بر شانه های من لانه بسازی ."

 

پرنده گفت:من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم.اما گاهی پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم."

 

انسان خندید و به نظرش این خنده دارترین اشتباه ممکن بود.

 

پرنده گفت:"راستی ،چرا پر زدن را فراموش کردی؟"انسان منظور پرنده را نفهمید،اما بازهم

 خندید.

 

پرنده گفت:"نمی دانی،توی آسمان چقدر جای تو خالی ست."انسان دیگر نخندید.انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد.جیزی که نمی دانست چیست.شاید یک آبی دور.یک اوج دوست داشتنی.

 

پرنده گفت:"غیر از تو ، پرنده های دیگری را می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است.درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است،اما اگر تمرین نکند فراموش می شود."

 

پرنده این را گفت و پر زد .انسان رد پرنده را دنبال کرد تا این که چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد نام این آبی بزرگ بالای سرش ،آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد.

 

آن وقت خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت:"یادت می آید،تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟زمین و آسمان برای تو بود.تو آسمان را ندیدی.راستی،عزیزم با لهایت را کجا جا گذاشتی؟"

 

انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد. آنوقت رو به خدا کرد گریست

 

 

(برگرفته از: کتاب بالهایت را کجا جا گذاشتی

نوشته ی عرفان نظر آهاری)

 

 

 

ماه تون شیرین تر از عسل کنار سفره ی دلتون مارو هم دعا کنید

+ نوشته شده در  جمعه 22 مرداد1389ساعت   توسط رمزشب  | 

سنگر خوب و قشنگی داشتیم...

بسم الله

سلام همه شهدا

سلام همه دوستان قافله

قافله هم کوچ کرد از بلاگفا به پلاکفا

ما هم رفتیم تا  فردا فرشتگان خدا از ما نپرسند :الم تکن عرض الله واسعه؟

ما هم هجرت کردیم تا پاسخی باشد به بلاگفا که علنا آزادی را زیر پا گذاشت...

میرویم جایی که قلم زدنمان با نظر کارگروه به سادگی حذف نشود...

ما رفتیم به دفاع از سنگرهای حذف شده ارزشی نویس ها

ghafeleentezar   سنگر جدید ما در پلاکفاست که حتی نامش هم

در بلاگفا جرم است!

حیدر مدد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 مرداد1389ساعت   توسط یاران قافله انتظار  | 

دنیا بیستون است اما فرهاد ندارد...

به نام او

دنیا بیستون است اما فر هاد ندارد؛و آن تیشه هزار سال است که در شکاف

کوه افتاده است.

مردم و می آیند و میروند اما کسی سراغ تیشه را نمی گیرد.دیگر کسی نقشی بر

این سینه ی سخت و ستبر نمی کند.

دنیا بیستون است و روی هر ستون،عفریت فرهاد کش نشسته است. هر روز پایین می آید

و در گوشت نجوا می کند که شیرین دوستت ندارد؛و جهان تلخ میشود

.

تو اما باور نکن . عفریت فرهاد کش دروغ می گوید. زیرا که تا عشق هست شیرین هست.

عشق اما گاهی سخت می شود ،آن قدر سخت که تنها تیشه از پس آن بر می آید.

روی این بیستون نا ساز و نا هموار گاهی تنها با تیشه می توان ردی از عشق گذاشت؛

و گرنه هیچ کس باور نمیکرد که این بیستون فرهادی داشته باشد.

*****

ما فرهادیم و به ما میخندند.ما فرهادیم و می خواهیم بر صخره های این دنیا، جویی از شیر وجویی ازعسل بکشیم.از ملکوت تا مغاک.

عشق ،شیر و عشق،شکر؛عشق،قند و عشق،عسل؛شیر و شکر و قند و عسل عشق،نه در دست شیرین است که در دستان خسرو است.....

خسرو ما اما خداست.!

ما به عشق این خسرو است که در بیستون ما نده ایم.

ما به عشق این خسرو است که تیشه به ریشه ی هر چه سنگ و صخره می زنیم.

ما به عشق این خسرو.......وگرنه شیرین بهانه است

****

ما می رقصیم و بیستون می رقصد.

ما می خندیم و بیستون میخندد.بگذار دیگران هم به ما بخنددند

    .آنها که نمی دانند خسرو ما چقدر شیرین است

 

 

 

 

 

 

برگزیده از کتاب من هشتمین آن هفت نفرم

به قلم عرفان نظر آهاری

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 تیر1389ساعت   توسط رمزشب  | 

بوی سیب به مشام میرسد

به نام او

امروز وقتی صدای تلفن در می اومد و همه مسافرا برای حلالیت طلبیدن زنگ میزدن.....این حال یدفعه من رو با خودش کشوند به پنج ماه قبل...روزایی که من هم پای تلفن نشسته بودم و داشتم از دوست و دشمن!!! حلالیت می طلبیدم وفقط حلالیت می طلبیدم !!!!... حالیم نبود که عازم کجام ؟!خوش و خرم بدون اینکه بدونم قراره چه بلایی سرم بیاد و چه داغی به سینه ام مهر شه... رویای سفر رو مثله پازل کنار هم میجیدم!

مسلمه فرق بین رویا و واقعیت یه فاصله ی نجومیه!!!

وروزی که با واقعیت روبرو شدم ....

نمیگم ازش ....گفتنی نیست:بین الحرمین وضریح شش گوشه و.... اونطرف گلدسته های کاشی کاری شده و کف العباس ....

وقتلگاه.................

همه ی اینهامهر شد به قلبم ...پای این عهد روامضا کرد که هر هرجا میخوای باشی... اگه دلت سوخت.. اگه هوایی شد.. بتوونی همون جا ..همون لحظه.. غربت دلتو فریاد بزنی....حتی به قیمت دیوونه دیدنت!

نه نه قرار نیست روضه خوونی باشه...امروز روز تولده باید خندید باید شاد نوشت و شاد گفت .....

اما اما ارباب بهم حق بدید همون جور که به ملکهای آسمون به جدت رسول الله حق دادید تولدت رو با قطره های اشکشون جشن بگیرن(نمیدونم شاید همون روز خدا هم توی خلوتگاه تنهاییش براتتون آروم آروم میگریست)

ولی می دونم.... خوب می دونم الان توبین الحرمین چه غوغاییه.فرشته ها گلاب پاشهاشون رو پر از عطر سیب کردن و بین همه و همه پخش می کنن و توی حرم قمر منیر بنی هاشم تکه هایی از ماه رو چلچراغ بستن وهمه جارو نور بارون میکنن و عباس خودش با کو له بار پر از خضوع وخشوع همیشگی پیشتونه و رستگاریه از پیش تعیین شده رو بهتون تبریک میگه(آروم میگم چون میدونم خوشحال تر میشه تولد عباس هم مبارک)

وتبریک ما رو هم پذیرا باشید ای کشتی نجاتمون.... ای کلید هدایتمون.....

ما ها از نوادگان فطروس ملک هستیم بالهامون نسوخته...بالهامون و قلبمون رو یه جایی گذاشتیم و گمش کردیم یکی از پشت بریدشونو رفته که بگذاره توی قاب افتخارش...

نگذار این افتخار نسیبش شه کمک کن که خدا هم اجازه ی دوباره پرواز کردن رو بهمون بده... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت   توسط رمزشب  | 

تولد بهترین مادر دنیا مبارک

به نام او

مادر جان سلام!

میلادت هزاران بار مبارک.می خوام تمام یاسهای دنیا رو براتون بچینم اونوقت سبد به سبدش رو جای جای مدینه بگذارم که شاید یکی از اونا کنار مزارتون  قرار بگیره

 

بی بی جان! امروز کار وبار آسمون تعطیله!! فرشته ها هلهله میکشند...ملائک راههای منتهی به بهشت رو آذین میبندند...و اهل آسمون دسته دسته میان پیشتون برای اهل زمین از شما نور دل و چراغ راه میگیرن .... جالبه حتی روز تولدتون به جای اینکه ماچیزی به شما پیشکش کنیم.شما کاسه ی همیشه خالیمون رو پر می کنید

 

تعجبی نیست!ناز پرورده ی رسول الله کسی که زیر سایه مردی بزرگ شده که وسعت دلش دریا ها رو به خشوع در میاره ...و دل شما هم به پدر رفته...

 

وحالا مگه میشه به حرفای ما بدبخت و بیچاره های از همه جا مونده از همه جا رونده گوش ندید یا صدای"یا فاطمه اغیثینی"مون رو نشنوید...!!می دونم کاسه ی گدایی من هم ناخود آگاه به سمتتون دراز شد... حالا که این اتفاق افتاد پس بگذارید بگم ...بگذارید بخوام:

 

اول رسیدن یوسفتون رو می خوام...گرد و غبار رسیدنش کم کم به چشم می خوره اما ...اما دلهای ما آماده استقبال نیست خانوم جان! دلهای ما  رو آماده کن...

 

این غل و زنجیری که از روز مرگی ها به بند بند وجودمون بسته شده بیشتر از هر چیز آزار دهنده است شما بخواه و اینها را پاره پاره کن...

 

ما ها همون فرشته هایی هستیم که بالهامونو هنگام هبوط یک جای دور جا گذاشتیم یاری کنید تا دوباره پیداشون کنیم تا باز پرواز رو دوباره یاد بگیریم و به اوج برسیم....

 

راستی سلام ما رو به همه رفقایی که شما یاری دهندشون بودید تا پر پروازرو پیدا کردند.... برسونید ... آرزوی ما کنیزی شما کنار آنهاست.....

(خوشحالم که به حرفام گوش میدید)

بازم میلادتون مبارک

یازهرا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 خرداد1389ساعت   توسط رمزشب  | 

خوان حکمت

 

بسم الله...

 

تفاوت عظیم حضرت فاطمه (س) و حضرت مریم (س)

 

 

سخنرانی آیت الله جوادی آملی (مدظله العالی) به مناسبت سالروز میلاد حضرت فاطمه

(س) در مراسم افتتاح شبستان حضرت امام خمینی (ره) قم، حرم ملکوتی کریمه اهل بیت

(س) 5/5/1384

 

اگر کسی بخواهد یک سر و گردن از تمام انسان های کامل برتر باشد ، طوری که از او بالاتر کسی نباشد تنها از عیسی(ع) ساخته نیست و تنها از مریم (س) ساخته نیست! این دو در کنار هم :

وجعلنا ابن مریم و امه آیه للعالمین

اگر کسی بخواهد طوفانی به پا کند آن نوح می طلبد که 9 قرن و نیم تلاش بکند تا خدا درباره ی او بگوید:

سلام علی نوح فی العالمین

جهانی شدن و جهانشمول شدن کار نوح است که 950 سال رنج ببرد! آن طوفان می آورد، آن جهانی میشود! موسی با همه ی تلاش و کوشش اش آیه للعالمین نبود. ابراهیم با همه ی سعی و تلاشش ، معماری کعبه اش ، مهندسی کعبه اش، کارمندی کعبه اش، کارگری کعبه اش، تبر کشیدنش، بت شکن شدنش،  حرقوه و انصروا آلهتکم  را شنیدنش، مع ذلک آیه للعالمین نبود! اگر کسی بخواهد جهانی بشود یعنی بین اولین و آخرین حرفی برای گقتن داشته باشد؛ یا تلاش 950 ساله ی نوح می طلبد که به تنهایی میشود آیه للعالمین.

چون سلام عالمین تنها کسی که در قرآن برای او چنین سلامی آمده، این نوح است. که فرمود

:« سلام علی نوح فی العالمین»

درباره ی موسی و عیسی و ابراهیم  (علیهم السلام) دارد

:« سلام علی ابراهیم , سلام علی موسی و هارون .» و اما فی العالمین ندارد.

اگر کسی بخواهد جهانی بشود یا مانند نوح باید قریب 1000 سال زحمت بکشد یا اگر نشد نیمی از عالمین است. نه تمام عالمین. اگر مریم بخواهد عالمی بشود به علاوه ی عیسی است. اگر عیسی بخواهد عالمی بشود به علاوه ی مریم است

و جعلنا ابن مریم و امه آیه للعالمین.

اما طبق بیان رسول اکرم (ص) فاطمه زهرا (س) سیده نساء العالمین است من الاولین و الاخرین چون عدل قرآن کریم است. این قران هم نذیرا للعالمین است و هم ذکری للبشر است و چون همتای سائر انسان های کامل اهل بیت عصمت و طهارت است؛ این ها می توانند پیام جهانی شدن داشته باشند. می شوند کلمه ی جامع.

 

تفاوت عظیم حضرت فاطمه (س) و حضرت مریم (س) در کسب روزی «علمی» و «مادی»

 

آنگاه تفاوت مریم و فاطمه (س) را بررسی کنید!! وقتی وجود مبارک زکریا وارد محضر مریم می شد روزی های غیبی را در محضر او می یافت. مثلا  میوه های غیر فصل می یافت. به مریم می گفت: انی لک هذا قالت هو من عند الله ان الله یرزق من یشاء.

و مانند آن. هروقت زکریا وارد میشد میوه های غیر فصل را ، غذاهای تازه ی غیر مترقب را در محضر مریم میدید... از او سوال میکرد این روزی از کجاست؟ می فرمود: از ناحیه ی غیب الهی است.

اما  وقتی رسول گرامی(ص) رحلت کرد طبق نقل مرحوم کلینی (رض) جبرئیل بر وجود مبارک فاطمه نازل میشد و اسرار عالم را به حضرت می آموخت. یا به ان حضرت تقدیم می نمود.هروقت علی بن ابیطالب وارد میشد میدید مطالب جدید، معارف تازه، روزی های ملکوتی و علوم غیبی تازه ای از زهرا می شنود.

به زهرا می گفت: این خبر های غیبی از کجاست؟این که در گذشته ی دور چنین بوده، در آینده ی دور چنین میشود، در عرش چه خبر است، در لوح چه خبر است ، در کرسی چه خبر است،در کتاب مبین چه خبر است ، در ام الکتاب چه خبر است، در قیامت چه خبر است؛ این حرف ها را کی گفت؟ قالت من عند الله می فرمود: از جانب خداست.

مریم میوه ها ی تابستانی را در زمستان در حضور خود میدید. به زکریا می گفت: این ها داده ی خداست. ولی فاطمه زهرا اخبار لوح و قلم را، اخبار عرش و فرش را، اخبار مبدا و معاد را، اخبار لوح محفوظ را، اخبار آینده و گذشته را به علی بن ابیطالب می گفت. بین این روزی و آن روزی، بین سیب و گلابی و عرش و فرش خیلی فرق است!!

بین سیب و گلابی و عرش و فرش به همان اندازه ی عرش و فرش فرق است. این را که در مصحف فاطمه است و وجود مبارک فاطمه املاء می کرد و علی بن ابیطالب منشی می شد و می نوشت؛ نشانه  کلمه جامعه بودن فاطمه است. اگر مریم از ان روزی ها با خبر بود و متنعم ، فاطمه از این رزق ها مستحضر است و با خبر.

 

قداست نگارش، وحی الهیو «مصحف فاطمه» توسط امیر مومنان(ع)

 

وقتی علی بن ابیطالب دست به قلم می برد که فرمان پیغمبر را اجرا کند و قران بنویسد با قداست همراه است. اما وقتی همین علی (ع) دست به قلم می برد تا کلمات و گفتار نورانی فاطمه را که از جبرئیل دریافت می کرد بنویسد آن هم با قداست همراه است. علی می شود منشی پیغمبر قر آن تحویل میدهد . علی میشود منشی فاطمه و مصحف فاطمه را تحویل میدهد. این مصحف فاطمه همانند باطن قرآن منبع علمی اهل بیت است. وقتی از امام صادق یا امام کاظم (ع) می پرسیدند: این مطلب علمی و جریان اخبار غیبی را از کجا می گویی این که در قرآن نیست. می فرمودند: در مصحف مادرمان فاطمه است در کتاب مادرمان فاطمه است که این باطن قران است. همان باطن قرآن به صورت مصحف جلوه کرده است.

 

کفالت پیامبر اکرم(ص) نسبت به زهرا(س) در برابر کفالت زکریا(ع) نسبت به مریم(س)

 

اگر کسی خواست ببیند چرا مریم نیمی از جهان شده است تا عیسی ضمیمه نشود. جهانی نخواهد شد. ولی فاطمه به تنهایی کلمه جامعه الهی است باید بین این روزی ها فرق بگذارد. آن روزی کجا و این روزی کجا! اگر زکریا کفیل مریم بود یعنی جعل الله سبحانه و تعالی زکریا کفیلا للمریم در این جا کفیل فاطمه رسول گرامی است که اولین و آخرین در پیشگاه رسالت آن حضرت خاشعند. این ها گوشه ای از منظر ملکوتی فاطمه است که  بحث های فاطمه شناسی این مطالب را پیگیری می کند. در مسائل کلامی این ها مطرح است. در بخش های تفسیری این ها مطرح است . در مجالس خواص این ها مطرح است.

 

منبع: روزنامه ی کیهان

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اردیبهشت1389ساعت   توسط شهيد پيچك  | 

بسم رب الزهرا....

دختر آمد حیف مادر می رود...

 

زینب آمد حیف کوثر می رود...

 

سلام

هیچ کلمه و جمله ای در حد عظمت غصه ی فاطمیه نیست...

ولی تنها جمله ای که می شه گفت اینه:

 

آقا جانم! تسلیت...

 

این شعر رو خیلی ها شنیدن٬ خیلی جاها نوشته شده٬ ولی اونقدر سوز داره که آدم هر دفعه می خونه لااقل لایق یه قطره اشک هست

واسه شروع بد نیست... بخونیم فعلا یه کم خود فاطمیه رو درک کنیم یه کم آبرو نگه داریم تا برسیم به پیام هاش! فعلا فاطمیست و سوزش...

دعامون کنید سالم این چند روز رو رد کنیم

التماس دعای ناب

یا زهرا...

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

بسم الله...

 

 

مادرا! من خجلم!

تو ببخشا که اگر صورت من نیلی نیست

یا که رخساره ی حق خواهی من ضربه خور سیلی نیست

پلک سالم دارم

بازو و پهلوی من بی درد است!

لیک چشمانم اگر بهر تو گریان نشود نامرد است...

شد فدک باغ نمک بر دل پر درد علی...

مادرم! شکر خدا که نخوردی به زمین پیش علی...

که نخوردی به زمین پیش علی

که نخوردی به زمین پیش علی...

 

کوچه ها غوغا بود...

همه مردم نامرد

باغ دربش می سوخت

چار بلبل به ترانه مشغول، بی خبر از همه جا...

باغبان تنها بود

شاپرک له شده بود

غنچه ی یاس به زیر پا بود...

باغبان تنها بود

باغبان تنها بود...

ریسمان بر گردن

باغبان را بردند...............................

 

می رسیدم به  نوایی ای کاش

می شدم کهنه نخی ناقابل

می رسیدم به وصال

یا به نعلین علی!

یا بر آن چادر خاکی که تو را بود به سر...

مادر خاکی من!

کاش خاکی بودم

می شدم مهر نماز

به عروج شب پیشانی تو می رفتم

و اندر آن خلوت دور از اغیار

سجده ام را به تو می بخشیدم...

 

        * کاش*

شب، رقص جنون شهدا در فکه

شال سبزی به کمر

ذکر قدوسی یا فاطمه بر پیشانی

مصحفی کوچک در جیب لباسی خاکی

که اگر تیر به قلبم می خورد

پیش از آن قاری قرآن می شد...

 

        * کاش *

به سان همه سادات بسیجی که به خاک افتادند

زائر آن قد بی مرقد تو می گشتم

گر اجازه به سخن می دادی

با صدایی لرزان، جمله ای می گفتم:

 

                                        

                                      " مادرم! قبرت کو؟ .........."       

                                 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اردیبهشت1389ساعت   توسط شهيد پيچك  |